عبد الجليل قزوينى رازى
280
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
اينست جواب اين كلمات بر سبيل اختصار ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « و بلفتوح « 1 » علىّ عالم در تفسيرى كه كرده است بياورده است تأويل اين آيت كه : وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ « 2 » و گفته است : از « دابّة الارض » بارى تعالى على را ميخواهد كه در دنيا خداى تعالى او را باززنده كند « 3 » تا همهء اعدا او را ببينند و به دو ايمان آورند و ايمانشان سود ندارد » . اما جواب اين فصل آنست كه چون دعوى كرده است و حوالت بپيرى معروف چون شيخ بلفتوح - رحمة اللّه عليه - و تفسير او كه نسختهاى بيمر و بىعدد « 4 » است آن را در طوايف اسلام ، و ظاهر و باهر در بلاد عالم ، آن تفسير در پيش قاضى وقت و پادشاه روزگار حاضر بايد كردن و تفسير اين آيت بديدن ، اگر بدين وجه است كه ياد « 5 » كرده است يا ذكر على و مهدى و دوستان و دشمنان [ ايشان ] « 6 » در آنجا است مصرّح ، همهء دعاوى اين مصنّف راست است و همهء « 7 » حوالات و دعاوى [ او ] درست است پس اگر نه و صاحب تفسير وجوه و اقوال در شرح آيت بگفته است و به آخر گفته باشد كه : بمذهب ما گفتهاند كه : آيت در رجعت است دون قيامت « 8 » اين مدّعى را زجر كنند تا دروغ بر علما و كتب ننهد و معلوم شود كه همهء حوالات
--> ( 1 ) - م : « و أبو الفتوح » ح د : « كه ابو الفتوح » . ( 2 ) - آيهء 82 سورهء مباركهء نمل . ( 3 ) - ع ث م ب : « بازنده » . ( 4 ) - ح د : « بيعدّ » ( با تشديد دال ) . ( 5 ) - ح د : « اگر برين وجه است كه حوالت » . ( 6 ) - ح د : « او » و در ساير نسخ نيست . ( 7 ) - ع : « و همه و همه » ( بتكرار ) . ( 8 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير آيه بعد از آنكه اخبارى در تعيين مراد از « دابه » نقل كرده گفته است : « و اين اخباريست از طريق عامهء مخالفان ، و موافق اخباريست كه آمد از طريق اصحاب ما كه گفتند : دابه كنايت است از صاحب الزمان عليه السلام كه مهدى است ( تا آخر گفتار او ) » . و در تفسير آيهء 83 كه تالى آيت گذشته است يعنى آيهء : « وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً . . . فَهُمْ يُوزَعُونَ » گفته : « و اصحاب ما به اين آيت تمسك كردند در صحت رجعت و گفتند : خداى تعالى در اين آيه گفت : روزى باشد كه ما زنده كنيم از هرگروهى جماعتى را ، و اين نه روز قيامت باشد براى آنكه روز قيامت همهء خلايق را حشر كنند ( تا آخر گفتار او ) » .